دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
405
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
و خامدستانهاى دارند . آنها از اصلى تبعيت كردهاند كه پيگيرى كاركرد آنها را شكل داده است . اين آثار جهانى متفاوت با جهان عمارات سلطنتى اصفهان دارند و تأثير آنها تا سده حاضر كشيده شده است . بين كاروانسراهاى مختلف بايد به اختلافاتى چند در زمينه پلان ، اندازه ، آرايش و يا امكانات معمارى اشاره كرد . امّا اينها احتمالا نيازهاى خاص محلى و يا ميزان پول موجود را بازتاب مىدهند و در تاريخگذارى اين ابنيه و يا تشخيص سبك متحول آنها لزوما كارساز نيستند . موانعى مهم بر سر راه درك و فهم معمارى صفوى وجود دارد . در يك چنين وضعيتى ، مفيدترين رهيافت برپائى جستارى عمومى بر پايه بررسى مفصل چند عمارت كليدى است و اين كار از بحث بىمعنا در مورد فهرستى از بناها ، تاريخها و صنعتگران جلوگيرى مىكند . فقط با گزينش دقيق است كه چوب از درخت بدست مىآيد . امّا ( با اتخاذ اين استعاره آشنا ) ماهيت چوب به نوع و كميّت درختان بستگى دارد . ازاينرو فهرست مجمل از عمارات ، براى مراحل مختلف بحث ، اطلاعات بنيادى عرضه مىكند . معمولا عمارات را از جستارهاى عمومى حذف مىكنند ، جستارهايى كه به منظور روشن شدن فعاليت معمارى سدههاى دهم / شانزدهم و اواخر يازدهم / هفدهم مورد تحليل قرار مىگيرند و اين دو قرن دو دوره بنيادى تاريخ معمارى صفوى است كه تاكنون بطور كامل شناخته نشده است . جلوس شاه اسماعيل ( 907 / 1501 ) معمولا نقطه عطف و سرآغاز در تاريخ ايران است . معهذا اگر بدينسان سلطنت او را در تاريخ معمارى هم سرآغازى برشمريم ، دچار اشتباه خواهيم شد . درواقع از ظهور سلجوقيان ( به استثناى پىآمدهاى هجوم مغولان ) به بعد در معمارى ايران يك دوره بيستوپنجساله ديده نمىشود كه از آن اثرى باقىمانده باشد . معمارى براى شاهان بيشتر از شعر ، نقاشى ، خطاطى و موسيقى ارزشمند نبود . « 1 » چهبسا هم اوضاع سياسى آشفته سلطنت شاه اسماعيل سببشده كه چيزى از آثار معمارى پديد نيايد . بهرحال هيچ نوع نسيم نوآورى فضاى معمارى ايران را نياشفت و همان معمارى متأخر تيمورى به آرامى ادامه يافت . مجموعهاى از قطعات تزيينى كوچك در رقابت با بهترين آثار دوره قبل قرار گرفت ، ولى ظاهرا تلاشى براى تقليد از مجموعههاى جاهطلبانهء معمول قرن قبل ( يعنى در مشهد و سمرقند ) بوقوع نپيوست . سياحان غربى گزارشهائى پرشور از كاخهاى شاه اسماعيل ارائه دادهاند ، امّا هيچكدام از اين
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به محمد كريم يوسف جمالى ، The Life and Personality of Shah Ismail I ( 1987 - 1529 ) ، رساله غيرچاپى دكترى ، ادينبارو ، 1981 م . ، صص 70 - 154 ، 450 - 232 .